تبليغاتX
اویاخ زنجان
بررسی هویت با نگاهی به قومیت ها وملیت ها

 رنجنامه ای برآمده از خون یک عزیز..

شهید شهریاری از دانشمندان هسته ای کشورمان متولد شهر زنجان در محله رختشویخانه این شهر بودکه اوایل آذرماه امسال بدست منافقین به شهادت رسید.

در نوشتار زیربه بررسی بازتاب های شهادت این نخبه زنجانی در سایتها و وبلاگهای مدعی هویت طلبی می پردازم. شهادت این عزیز مجالی داد تا چند سوال از کسانی که فریاد ترک بودن وترک محوری شان گوش فلک را کر کرده است بپرسم وبرای آنانکه بیدارند و دنبال حقیقت اند،روح خود فروختگی این مدعیان دروغین را نشان دهم.درابتدااز طولانی بودن نوشته ام عذر میخواهم امادلیل این بلندی نوشتار،اهمیت ومظلومیت موضوع است.درابتدادو مقدمه تقدیم میکنم سپس به توضیح ترک فروشی پانترکها میپردازم.

مقدمه اول؛ افتخاروبزرگی تاریخی ترکها واضح تر ازآن است که نیازی به توضیح من داشته باشد.دراینجا به گوشه ای از روح استعمارستیزی جامعه ترک اشاره میکنم.ازشهرهایی که تقریبا بطور خالص ترک هستند میتوان به تبریز و زنجان و اردبیل و قزوین اشاره کرد و البته بسیاری از شهرهای دیگر تا50درصد ترک زبانند.تبریز رابا بیش از سه هزار سال قدمت تاریخی،بطور مشخص به غیرت وشجاعت می شناسیم.از دوران معاصر و بخصوص مشروطیت،خانه مشروطه تبریزرا بعنوان نمادی از روزهای خونین تبریزوتبریزیها درعصر مشروطه خواهی وضدیت با استعمار و استبدادمی بینیم.

در زنجان ملاقربانعلی زنجانی(هم مباحث شیخ فضل الله نوری)نیز جانانه استقامت مینمود اما ظهور فرقه دمکرات به رهبری پیشه وری به سال 1325شمسی در تبریزباهدف تجزیه طلبی،برگ درخشان دیگری از مردم تبریز است زیراملت باشعور ترک بسرعت تشخیص دادند که اینها کاملا وابسته به استعمار خارجی اندودرست فهمیدندکه شوروی خدا و هدف و پناهگاه این وطن فروشان است درنتیجه خود اهالی تبریز این ترک فروشها را تارومار کردند.ستارخان وباقرخان وشیخ خیابانی همگی همچون کوچک خان جنگلی و کلنل پسیان،در راه بریدن دست بیگانگان تلاش میکردند.

این روح قوم ترک است که در بدترین شرایط استبداد داخلی،به استعمار خارجی روی نیاوردند و خوب فهمیدند که استعمار هیچ رحمی بر ترک یا فارس نخواهد کرد.

مقدمه دوم؛ آمریکا بدنبال اعتراف به دست داشتن در سرنگونی دولت مردمی مصدق، تلاش خود را در زمان پهلوی بر وابستگی هر چه بیشتر ایران وایرانی به غرب بیشترکرداما انقلاب اسلامی مانع مهم اودراین مسیر گردید.سعی آمریکا در نفوذ درنهادهای انقلاب بوسیله ملی گرایان،با هوشیاری مردم ورهبران خنثی شد و چاره ای جز مقابله مستقیم ندیدند.کودتای نوژه وصحرای طبس و سقوط هواپیمای آژاکس بطور مستقیم طراحی آمریکابوده و حمله عراق نیزبا حمایت علنی آمریکا همراه بود.

پس از شکست غرب در نبرد سخت،مسیر پیشنهادی پنتاگون تهاجم نرم بر علیه ایران بود که در قسمت مهمی از این طرح بنا بود با تحریک قومیت ها ایران را به پنج کشورآذری و عربی و بلوچی وکردی وفارسی تجزیه کنند وبرای این طرح بودجه های میلیونی گذاشتند.وهمه اینها تردیدی در دشمنی علنی غرب با منافع ملی واساس ایران مستقل ما نمیگذارند.

ترک فروشی پان ترکها؛

از شهادت شهریاری40 روز میگذرد درحالیکه که در سایتها و وبلاگهایی که پیگیر بحث های مربوط به ترکها هستند هیچ اثری از پاس داشت این متفکر ترک نیست!!شگفت تر اینکه بسیاری ازاینها حتی اسم شهید را هم نمی دانند!!ای دریغ از آن استعمار ستیزی ترکها واین استعمار پرستی عده ای وطن فروش و ترک فروش..انگار نه انگار که یکی از سرمایه های زنجان از دست رفته است مردان زنجان من،دریادلان خط شکن جنگی بودندکه اگر آن خون ها نبود امروزه ما امنیت و هویتی نداشتیم.زنجان من درجنگی که

 صدام با پشتیبانی غرب وبا ادعای عرب پرستی ونجات اعراب،عربهای خرمشهروآبادان را قتل عام میکرد، 3000 شهید داد ودست بیگانه را برید. حالا امروز چه شباهتی بین این دروغگوهای مدعی نجات ترک! با خان داییشان هست....نمیدانم.

امروز ترکهای تبریز و زنجان بسی برنده تر و بیدارتر از گذشته هستند و به همین خاطر زنجان نام پایتخت شور حسینی واویاخ(بیدار) را گرفته است.وجود چند عنصر وطن فروش وترک فروشی که تمام فکروشعاروآرم وپرچمشان ترکیه وبرادر بزرگش اسرائیل است ضربه ای به هویت ترکهای غیرتمندوبیگانه ستیز نمیزند.

 دراین نوشتار روی سخن من با همین تعداد است.شما را چه میشود که نخبه زنجانی خود را نمی شناسید و اصلا از مرگش متاسف نبوده و شاید نامش را هم نشنیده اید  اما کمانگرها و شیرین ها و لطیفی ها را که کرد و سنی (احتمالا وهابی) و عضو پژاک وقاتل مردمان بی گناه هستند را بخوبی میشناسید؟؟چگونه ادعای حق خواهی شما برای جامعه ترکها را باورکنم درحالیکه نفاق ودورویی و ترس بر تمام وجودتان حاکم است؟محمدخیابانی جانش را برای بیگانه پرست شدن ما نداد و اتفاقا شعار او نترسیدن در برابر بیگانه بود ومیگفت(ملت ترسو بزودی در چنگال ستمگر گرفتار می آید)اما اکنون شما چرا برای بدست آوردن حقوق خود دست به دامن بیگانه میشوید؟؟درنوشتار پیشین پرسیدم چرا سایت بالاترین(وزارت خارجه اسرائیل) از فرزاد کمانگر حمایت میکند؟خیلی ها ناراحت شدن!!.تاکنون پرسیده اید که چرا اینهمه مورد تشویق غرب وآمریکا هستید؟؟چگونه شما ملی ووطن پرست هستید اما بالاترین ها وبی بی سی ها و صدای آمریکا از شما حمایت میکنند؟؟

قاتل این شهید زنجانی گروهک منافقین است واینها کسانی اند که صریح و آشکار مورد حمایت آمریکا هستندوآمریکا شاید بطور اتفاقی!!از پژاک وترکهای تجزیه طلب هم حمایت میکند بگویید تا بدانیم که نسبت شما با منافقین چیست که هر دو مورد نوازش آمریکایید؟؟وشاید به دلیل یگانه بودن راه و هدف تان با منافقین و کمانگرها،خون این شهید را به یاد نمی آورید.

بابک خرمدین که به اوفخر میکنید(کاری به نسب مشکوک و دین مشکوک ترو هدفش ندارم)یک بیگانه ستیز بوددرحالیکه تنها ویژگی که اصلا در قواره شما نیست بیگانه ستیزی است و برعکس باید گفت یک گروه بیگانه پرست واقعی هستید.اینها را از سر عصبانیت یا شعار نمی نویسم بلکه برای هر جمله ام مدرکی دارم.راستی هفته پیش عسگری(معاون وزیر دفاع اسبق ایران)در خاک ترکیه توسط مامورین پایگاه اینجرلیک آمریکا که در ترکیه مستقر است دستگیر شده و تحویل مقامات اسرائیل گردیده است.

در ارتباط ترکیه و غرب هیچ نیازی به سخن نیست و وابستگی ترکیه واضح تر از اینهاست همیشه ترکیه نقش میانجی آمریکا و اسرائیل با اعراب و منطقه را داشته است واز کشوری که رهبرش آتاتورک را انگلیس بیاورد بیش از این توقعی نیست اما حیرت از دورویی این ترک پرستان است که از حقارت ترکیه عبرت نمیگیرند وانگار برده ترکیه اند.در جنایتکار بودن آتاتورک همین بس که عثمانی بزرگ را چنان دچار تفرقه کرد که نتوانست در برابر ارتش متفقین مقاومت کند وجالب است که متفقین مثلا از آتاتورک شکست میخورند!!!!! از شاه دروغ های بزرگ تاریخ همین است که متفقین هیتلروموسولینی را کشت اما از یک جوانک تازه به قدرت رسیده شکست خورد!! اگر به اتفاهای بعد از جنگ جهانی اول وتجزیه عثمانی توجه کنیم بسادگی میتوان فهمید که آتاتورک عامل انگلیس در تجزیه جهان اسلام بودوبیشترین خیانتها را به ترکها کرده وحتی باتغییر خط ترکی به خط اربابان انگلیسی اش،ترک را از گذشته غنی خود جدا کرد.خیانت او به دین وجداکردن سیاست از دین و منع حجاب و رسمیت دادن به لائیک بماند.ارمنی کشی و کرد کشی او هم بماند که هنوز هم ترکیه متهم به قتل میلیونها ارمنی است وباارمنی ها دشمن خونی است......

سخن من اینست که مثلا در همین مشکل ترکیه با ارمنی ها،ماچرا باید با نگاه ترک پرستانه یا ارمنی پرستانه وارد حمایت از یک طرف شویم.اینکه ارتش سری ارامنه جهان نوک حمله اش ترکیه است به من چه؟اگر آتاتورک جنایتی کرده باید غرامت دهد اگر نکرده وارامنه دروغ میگویند،به من چه؟

ماترکها وارث خون خیابانی هستیم که در برابر قرارداد1919که سند بردگی ایران در برابر انگلیس بود ایستاد وجانش را داد اما امروز چطور میشود باور کرد کسی خون ترک در رگهایش جاری ست اما ترکیه و انگلیس را رهبر خود میداند؟؟؟تاکید زیاد من روی ترکیه نشانگر اهمیت مساله است زیرا باور دارم ترکیه هنوز هم عامل استعمار در منطقه است و نمونه اش را در اسناد ویکی لیکس میتوان دید که میگوید استانبول مرکزیت جاسوسی آمریکا در منطقه است(عصرایران10\10\86).امروز نیز ترکیه برده است وقرارداهای نظامی و سیاسی اقتصادی اش با اسرائیل نیز همچنان پابرجاست وجالب است که اردوغان بارها گفته است مخالفت من با لائیک دروغ است!!حالاترکیه بخاطر غارت کشتی هایش توسط اسرائیل منتظر عذر خواهی آنهاست!همین وبس

شما طرفداران حقوق ملت ترک را چه میشود که پیشه وری را مراد خود میدانید؟؟آیا از گذشته او عبرت نمیگیرید؟پیشه وری اولا بطور کامل دست نشانده شوروی بوده وحتی مورد حمایت نظامی شوروی نیز بود وهمین بیگانه پرستی اوباعث شد غیرتمندان تبریزی قبل از رسیدن نیروهای دولتی کار آن خائنین را یکسره کنند دوما بدانید که عاقبت بیگانه پرستی همین است که دقیقا همان بیگانه ای که از شما حمایت میکند شما را خواهد فروخت مثل شوروی که پیشه وری خائن را به وعده نفت شمال فروخت.

عجیب است که وقتی سخن از قره باغ میشود فریادمیزنید وای مسلمانان!!!! را کشتنددرحالیکه هیچ کدامتان سخنی ازمسلمان کشی اسرائیل وآمریکا نمی گویید و برعکس و شاید اتفاقا!!دست در گردن مسامان کش ترین دولتها میرقصید؟؟ما درباره قره باغ موضع شفافی داریم وآن متجاوز بودن ارمنستان است اما آیا اختلاف دو کشور باهم،دلیل میشود که ما فقط یکطرف را انخاب کنیم؟؟پس در دعوای ترکیه و یونان وترکیه وآلمان و...چه کنیم؟؟

بازهم از طولانی شدن سخن عذر میخواهم و عصاره سخن را در یک جمله میگویم که من از تبعیض و تحقیر قوم ترک رنجورم اما هرگز غیرتم نمی پذیرد از بیگانه کمک بخواهم وشرف و هویت و دین خود را زیر پا بگذارم.

در نوشتاردیگری از ریشه تبعیض و تحقیر ترکها سخن خواهم گفت واز وطن فروشی ملی گراهای هخامنشی!!!از ملکم خان تا رضاخان خواهم نوشت..انشاءالله.

 

 

+ نوشته شده در  89/10/18ساعت 16  توسط یولداش  | 

 

بیشتر ما نظریه مکتب ایرانی را بنام اسفندیار رحیم مشایی می شناسیم هرچند ماهها از طرح این مساله میگذرد اما انگار مشایی سبب خیر شد که کمی شفاف تر وبیشتر بنویسم

در ابتدا بگویم که کاری به اینکه چنین تفکری ریشه در چه افکاری دارد و تئوری پرداز اصلی این نظریه کیست ندارم همچنین به مشایی با سوابق !پرابهام و عجیبش ندارم.همگان مشایی را به دوستی با ملت اسرائیل ،کمک مالی به هنرمندان آنچنانی،مخالفت باعلماو...می شنایند.اوکسی است که در عمل به حکم رهبری مبنی بر عزل مشایی از معاونت رئیس جمهور،یک هفته تعلل کرده و درنهایت به پستی بالاتر ترفیع یافت!

طرح مساله مکتب ایرانی در کلمات مشایی صراحت چندانی در مخالفت با مذهب ندارد اما اساسا طرح چنین بحثی با تلاشهاوسخنان ایشان درباره کوروش و نخبگان ایرانی و عدم پایبندی اش به مرزهای شرعی(که موجب اعتراض علماست)،حکایت از نوعی بازگشت به جاهلیت است.جاهلیت عربی یا فارسی،ساسانی یا عربستانی تفاوتی ندارد.شاید هدف مشایی از طرح چنین بحثی جذب حداکثری مخالفان مذهب باشد!

ملی گرایی در شکل اهمیت به حفظ فرهنگ ملی و میهن دوستی ،نه تنها باروایاتی از قبیل حب الوطن من الایمان تایید شده است بلکه محوری برای وحدت و تشکیل هویت واحد است.اما ملی گرایی در شکل میهن پرستی نه تنها موجب تکامل نیست بلکه انحراف از اساس انسانیت است زیرا انسان مختار عاقل با روحی الهی وابدی را نباید با خاک بی ارزش و بی روحی برابر دانست و حتی انسان را موظف به پرستش خاک نمود.ملی گرایی در این تعریف ،شبیه ناسیونالیسم موجود در آثار ماکیاول(اولین نظریه پرداز ناسیونالیستی غرب)است وپس از او  ناسیونالیسم  به عنوان مکتب و ایدئولوژی در قرن 17 به بعد مطرح شد که در مقابل حاکمیت الهی و بی نیازی از وحی بوده است که چنین نگاهی با روح اسلام که بر امت واحده و برابری انسانها بدون مرز خاکی اصرار میکند سازگاری ندارد.

بنظر من هویت ما ایرانی ها هویتی شیعی است براساس مبانی و شعارها و اهداف شیعی زیرا حتی از لحاظ تاریخی، بقول ویل دورانت ،در سالهای قبل از صفویه کشوری بنام ایران وجود نداشته است و در گوشه های مختلف شاهد چندین کشور بودیم. واین قدرت شیعی صفوی بود که عنصر حاکمیت ملی را ایجاد کردوایران به عنوان یک کشور واحد تولدی جدید یافت.اشتباه نادرشاه افشار و رضاخان دراین بودکه یکی دنبال احیای هویت غیرشیعی و دیگری پیگیر احیای هویت غیر اسلامی بودوهر دو بدلیل مخالفت باعنصر شیعی،به شکست انجامیدند.رضاخان در میهن پرستی_که البته کاملا دروغین و پوشالی بود_چنان افراط کرد که حتی شاهنامه را که زمانی خواندنش موجب اتحاد آذربایجانی ها نیز میگردید،سبب تفرقه قرار دادو امروز به حکیم ابوالقاسم فردوسی انگ فارس پرست بودن را میزنند در حالیکه این حکیم شیعی در نقل داستانهایش تنها یک مورخ است و مواضع او را باید در سخنان ورفتارش جستجو کرد.

از مشایی به کجا آمدم!راستی مشایی را عددی در برابر مذهب نمیدانم و سخن رهبر در دیدار با دانشجویان(حدود یکماه پیش) که فرمودند مسائل را اصلی و فرعی کنید ،برایم ملاک عمل است.در پایان سخنی از دکتر شریعتی را نقل میکنم که ازدانشگاه و روشنفکردینی بود.شریعتی میگوید:اسلام وزنه اصلی هویت ایرانیان و اساس جهان بینی است.ناسیونالیسم ایرانی در برابر اسلام خاموش است زیرا فقط به تفکر و اعتقاد مذهبی اهمیت می دهد بنابراین قصد تغییر شکل اجتماعی و سیاسی و روابط گروهی و فردی ایران را داشت نه اینکه بخواهد عرب بودن و تفاخر نژادی و تحقیر ملت  و انکار ارزشهای فرهنگی و مفاخر ملی را فراهم سازد

من به سخن شریعتی اضافه میکنم که اساسا در قرآن آیاتی صریح در غیر عربی بودن اسلام موجود بوده و حتی برخی آیات ،برخی عربها را توبیخ ومذمت کرده است.

+ نوشته شده در  89/10/01ساعت 17  توسط یولداش  | 

چندی پیش کتابی در تاریخ ترکان ایران از پرفسور ذهتابی به دستم رسید که گذشته از ادبیات غیر علمی و گاها تند در کل کتاب بسیار مفیدی بود واین نوشته تا حدود زیادی شبیه آثار ناصر پورپیرار بخصوص کتاب دوازده قرن سکوت ایشان است.گذشته از مباحث این کتاب فکر میکنم دو مشکل جدی وجود دارد که هر دو ناشی ازنوعی نژاد پرستی است.در یکطرف با نویسندگان دانشمند و شجاعی مثل پور پیرار و ذهتابی و ..را مشاهده میکنیم که گرفتار طرفدارانی افراطی هستند و فکر نمیکنم خودشان هیچ دشمنی خاصی باقوم فارس داشته باشند اما کسانی که از افکار ایشان حمایت کرده وآنرا نشرمیدهند دچار یک (سنگ فکری)خاصی شده اند که هرآنچه با نام فارس باشد را بکوبند و...در طرف دیگر این مشکل افرادی هستند که با تعصب ورزی و دشمنی به قوم ترک برنبال اثبات سریع و زود وتند وتیز این سخن اند که تاریخ ایران یعنی تاریخ فارس و آنقدر هم زیاده روی می کنند که ترکها را فارس!میدانند(فارس آذری)!!!

من به تناسب رشته ام(علوم سیاسی)مطالعه تاریخی زیادی دارم وبا اینکه ادعای تاریخ دانی نمیکنم اما برخی قصه ها را در حد قصه و افسانه ای برای خواب شب بچه ها هم نمی توان پذیرفت.

روی سخنم را با طرفداران افراطی این دونویسنده پی میگیرم با کسانی که به اسم دفاع از هویت تاریخی ایران و قوم ترک حاضرند مملکت و قوم خود را به هر بیگانه و بیگانه پرستی بفروشند! با هویت طلبانی که هویت خود را در بازیهای تراکتور سازی نشان میدهند که در اوج تحقیر ملت ترک خود را برده ترکیه معرفی میکنند.حرفم روشن است و تردیدی در اینکه دستهایی در کارند(آگاهانه یا ناآگاهانه)که ترکها را به انزوا برده و ایران را فارس اعلام کنند نیست اما آیا از هول کاسه باید در دیگ افتاد؟ آیا باید تمام آرمانهای قومی و ملی خود  که اتفاقا ترکها سهم بیشتری در ایجاد آن آرمانها دارند را به آرمانهای آتاتورک که دست نشانده صددرصدی انگلیس بود فروخت؟ بنظرم دستهایی که نمیتوانند حتی یک بخشنامه در جهت حمایت از ترکها(مثل جوکها توهین کردن در فیلمها تحریف تاریخ و....)صادر کنند را باید برید تا دیگران هم بدانند که ارکان نظام اسلامی هیچوقت نژادپرست نبوده ونخواهد بود.

ما با افرادی طرفیم که باتوجیه های حتی دینی میکوشند از آمریکا و انگلیس بودجه دریافت کنند تا فعالیت ضد انقلابی انجام دهند.فرزاد کمانگرها شیرین هاو...چه کسانی هستند و چراامروز سایت صهیونیستی بالاترین از فرزاد حمایت میکند؟من که باور نمیکنم اسرائیل از یک قومیت خواه باغیرت که بدنبال هویت ملی خویش بوده است حمایت کند و حتما نسبتی بین این دو هست.عده ای رامی شناسیم که ریشه در کمونیست های دهه۳۰ داشته و پیشه وری را که دست نشانده شوروی بود و در نهایت به شوروی گریخت را اسطوره می نامند!!!

دردناک ترین بخش اینها آن دسته ای هستند که شبه مذهبی هستند! تعجب نکنید من به سلمان رشدی که با شجاعت اعتقادش را گفت دست مریزاد میگویم و کاری به حکم فقهی ندارم اما سلمان رشدی را برتر از برخی نژاد پرستهایی میدانم که از دین برای هدفهای وطن فروشانه خویش کمک میگیرند در حالیکه هیچ اعتقادی به دین ندارند و اگر داشتند نمی توانستی آنها را در کابارههای ترکیه ببینی و نمی توانستی آنهارا دست در دست دشمنان دین ببینی که اسرائیل هم از آنها حمایت کند و چه جالب که از اسلام ترکیه خوششان می آید و از اینجا می توان اوج نفاق را در وجود چند پهلویشان دید چراکه اسلام ترکیه اسلامی است که برای پیوستن به اتحادیه اروپا حجاب را هم ممنوع میکند وحتی از یخچال اردوغان مشروب در میاید(درگزارش انتخاباتی ترکیه)و......

باتوجه به رشته ام و اینکه تقریبا بیشتر عمرم در کتابخانه هایا بحث و گفتگو میگذردمیگویم که این دو دسته افراطی هر دو در اشتباه اند و حتی نژاد پرستهای فارسی نیز بالاخره و با دستان هویت طلبان متعهد و روشنفکر ترک نابود خواهند شد

در آخر جمله ای مقام معظم رهبری در رد یکسویه نگاری در تاریخ می آورم وتمام.

 

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار مسؤولان و نخبگان استان همدان‏ در 19 تیرماه 1383 در واكنش به اظهارات استاندار وقت همدان در مورد پایتخت بودن شهر همدان در دوران مادها، روشنگر حقایق زیادی در اين زمينه است: «تواريخى هم كه آقاى استاندار شرح مفصلى از آنها گفتند، همه‏اش محل بحث است؛ چيزهاى مسلّمى نيست. معلوم نيست دولت ماد در آن وقت تنها دولت متمركز ايران بوده؛ اينها بين دانشمندان و متخصصانِ اين كار محل اختلاف است. در همان دوره‏ى ماد، به گمان زياد ما چندين حكومت مقتدر در سرتاسر ايران داشتيم. البته فرنگى‏ها اصرار داشتند هخامنشى‏ها را بالا بياورند و مطرح كنند و كوروش و داريوش را اولِ تاريخ بدانند؛ حتّى مادها را هم از خاطر برده‏اند. كار مستشرقان اروپايى در اين زمينه خيلى صادقانه نبوده، ليكن حفارى‏ها و شناخت‌ها و نشانه‏هاى گوناگون تمدنى به ما نشان مى‏دهد كه در سرتاسر ايرانِ كنونى ما تمدن‌هاى بسيار قديمى -كه بعضى شايد از تمدن مصر هم قديمى‏تر باشد- وجود دارد؛ تمدن‌هاى شش هزار ساله، هفت هزار ساله؛ از جمله در همدان است، از جمله در سيستان است، از جمله در مناطق ديگرى از اين كشور است. بنابراين نمى‏شود قاطع گفت اين‏جا تنها دولت متمركز يا اولين دولت متمركز وجود داشته؛ اينها حدسيات است. آنچه مسلّم است، اين است كه اين‏جا سه هزار سال زنده بوده است؛ سه هزار سال مشغول ساختن و توليد تمدن و علم و زندگى بوده است؛ اين خيلى مهم است.»

+ نوشته شده در  89/08/25ساعت 14  توسط یولداش  | 

دستنوشته هایی از شهید مصفی چمران

رقص مرگ

متن زیر آخرین نوشته دکتر جمران می باشد که چند دقیقه قبل از شهادت آن را نگاشته است.

ای حیات! با تو وداع می کنم، با همه مظاهر و جبروتت. ای پا های من! می دانم که فداکارید و به فرمان من مشتاقانه به سوی شهادت صاعقه وار به حرکت در می آیید. اما من آرزویی بزرگتر دارم. به قدرت آهنینم محکم باشید و این پیکر کوچک، ولی سنگین از آرزوها و نقشه ها و امید ها و مسولیتها را به سرعت مطلوب به نقطه دلخواه برسانید. در این لحظات آخر عمر، آبروی مرا حفظ کنید. شما سالهای دراز به من خدمت ها کرده اید. از شما آرزو می کنم که این آخرین لحظه را به بهترین وجه، ادا کنید. ای دست ها من! قوی و دقیق باشید ای چشمان من ! تیز بین باشید. ای قلب من! این لحظات آخرین را تحمل کن. به شما قول می دهم که پس از چند لحظه همه شما در استراحتی عمیق و ابدی آرامش خود را برای همیشه بیابید.

من چند لحظه بعد به شما آرامش می دهم، آرامش ابدی. این لحظات حساس وداع با زندگی و عالم، لحظات لقای پروردگار و لحظات رقص من در برابر مرگ باید زیبا باشد. در راه تو من مسولیت تام دارم که در مقابل شدائد و بلایا بایستم، تمام ناراحتی ها را تحمل کنم. رنج ها را بپذیرم، چون شمع بسوزم و راه را برای دیگران روشن کنم.

ای خدا! من باید از نظر علم از همه برتر باشم تا مبادا که دشمنان، مرا از این راه طعنه زنند. باید به آن سنگ دلانی که علم را بهانه کرده و به دیگران فخر می فروشند ثابت کنم که خاک من هم نخواهند شد. باید همه آن تیره دلان مغرور و متکبر را به زانو در آورم، آنگاه خود خاضع ترین وافتاده ترین فرد روی زمین باشم...

امام من، منی که وصیت می کنم، منی که تو را دوست می دارم... آدم ساده ای نیستم من خدای عشق و پرستشم، من نماینده حق، مظهر فداکاری و گذشت، تواضع، فعالیت و مبارزه ام. آتشفشان درون من کافی است که هر دنیایی را بسوزاند، آتش عشق من ببه حدی است که قادر است هر دل سنگی را آب کند. فداکاری من به اندازه ای است که کمتر کسی در زندگی به آن درجه رسیده است...

کسی که وصیت می کند آدم ساده ای نیست، بزرگترین مقامات علمی را گذرانده، سردی و گرمی روزگار را چشیده، از زیباترین و شدید ترین عشق ها برخوردار شده، از درخت لذات زندگی میوه ها چیده، از هر چه زیبا و دوست داشتنی است برخوردار شده و در اوج کمال و دارایی، همه چیز را رها کرده و به خاطر دین مقدس، زندگی دردآور و اشکبار و شهادت را قبول کرده است. آری! ای محبوب من! یک چنین کسی با تو وصیت می کند

 

 

 

+ نوشته شده در  89/08/13ساعت 14  توسط یولداش  | 

           با قدرت گرفتن اسلام در کوتاهترين زمان وکسب عنوان بزرگترين قدرت جهاني تا شش قرن اروپا وغرب مترصد موقعيتي براي ضربه زدن به اسلام بود آنها با استفاده از اختلافات داخلي بين ولايات مملکت اسلامي جنگهاي صليبي براه انداختند که در نهايت با پيروزي اسلام عزت مسلمانان تا قرن 18ميلادي ادامه يافت باآغاز رنسانس مسلمانان احساس ضعف کرده وسيرنزولي رشد جوامع اسلامي آغاز شد دنياي غرب با فرقه سازي وجنهاي داخلي در نابودي اسلام کوشيد اما با عدم توفيق دراين نبرد مستقيم به رويارويي غير مستقيم و وبه ترويج افکار منحرف وبرانگيختن احساسات ملي گرايي رو آورد ... . .

 

 

در ادامه مطلب گوشه هایی از زندگی و افکار آتاتورک را مطالعه فرمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  89/04/10ساعت 15  توسط یولداش  | 

+ نوشته شده در  87/12/05ساعت 11  توسط یولداش  | 

                             ملی گرايی

مرز پر گهر.اي ايران.اي نامت............!!!!!!!!!!!!!

هر روز شاهد موسيقي يا حرفهايي هستيم كه عدهاي در وصف ايران ازفردوسيها هم سبقت گرفته اند به اسم ملي گرايي و هويت ملي و از اين حرفا...

اين حرفا تا يه حدي مشكلي نداره ولي بعضيا كه به قول امام خميني تازه رسيدن و اصلا تو مبارزات ملي و مذهبي نبودن حالا اومدن و افتادن رو پدال گاز كه ما آخر ايراني هستيم هر كي هم با ما مبارزه كنه ضد ايراني و وطن فروشه مشكل اينه كه ماهم زود تسليم ميشيم وعقب ميريم ولي اون امام بود كه نمي ترسيد اينا رو ضد ايران معرفي ميكرد چون با رژيم وطن فروش پهلوي مبارزه نمي كردن

خيلي جالبه گفتنش هم سخته كه اينا هيچ دشمنيي با پهلوي نداشتن حتي خود مصدق از اولين مخالفين ملي شدن صنعت نفت بود ولي بعد كه ديدن كارا درست شده گفتن ماهم هستيم حتي طبق اسناد همينا كودتاي 28 مرداد رو راه انداختن حداقل ميتونستن و جلوشو نگرفتن!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/07/18ساعت 7  توسط یولداش  | 

کتابسوزی ایران و اسکندریه یک دروغ وجعل صد در صدی است در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران فراوان به جعل این قصه اشاره کرده اند  (ص 353)
علت این دروغ بافی معلوم است چون هیچ پان ایرانیستی نمی تواند از آن فرهنگ!وعلم والای 2500 ساله کتاب یا شخصیت بزرگی بیاورد به ناچار میگوید مسلمانان کتابهای ما را سوزاندند؟!!در حالیکه در هیچ کتاب تاریخی معتبر
این قصه ذکر نشده است  بلکه اول بار عبدالطیف بغدادی 700 سال بعد با عباراتی تردید آمیز این قصه را گفته است تا سالهای اخیر که ذبیح الله صفا وبرخی پان ایرانیست های فراماسون و گاها یهودی واغلب ضد ایرانی این قصه را بزرگ کردندتمام جریان کتابسوزی یک تناقضی دارد اینکه اگر کتابها سوزانده شد پس همین به قول شما خراسانیها از کجا دانشمند شدند و چگونه قرنهای پی در پی دانایان ایرانی پدران علوم بودند؟؟
عطار سعدی مولوی فارابی ابن سینا ملا صدرا اشراق حتی فردوسی کدامیک متاثر از اسلام نبوده اند هر چند جاعلان وپان ها تاریخ فردوسی را یک افسانه ساز و ضد دین معرفی میکنند در حالیکه سراسر شاهنامه ارادت او به اسلام راستین وتشیع است وحتی به دلیل شیعه بودنش به او چه اهانت ها که نشد ((در مورد فردوسی رک بوسه بر خاک پی حیدر تالیف علی ابوالحسنی منذر))

من راه افراط پانترکان را نمی روم که اساس هخامنش را یک قوم آلت یهود و جنگی و بادیه نشین معرفی میکنند که کاری جز نابودی تمدن 7000 ساله نداشتند هر چند نمی توان منکر رابطه و خد مت های فراوان کوروش به یهود شد از جمله آزاد سازی آنان از رود نیل و از دست بخت النصر
کلیت حمله اعراب مورد تایید پیامبر و نماینده اش نبوده است ولی این دلیل انکار واقیت ها نیست که اسلام چگونه ترقیی داد که ایران به پدر علوم تبدیل شد
اساسا قبولاندن یک عقیده به وسیله زور هرگز موفق نبوده است در حالیکه مردم ایران به سرعت اسلام را پذیرفتند واین خود دلیلی بر حداقل خشونت است هر چند اگر سخن اینها را قبول کنیم که اسلام به زور وارد شد باید از ایرانی بودن خود خجالت بکشیم که چقدر سریع خود را در مقابل زور باختیم و یک قرن نشده به مبلغ اصلی این دین تبدیل شدیم در حالیکه میتوان گفت مردم فهمیده ایران با آغوش باز این دین روشن و عقلی را پذیرفتند

+ نوشته شده در  87/06/11ساعت 11  توسط یولداش  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

جنگی که در طی یک سال یازده هزار کشته بر جای گذاشت نبرد بین دوقدرت نبود مردمی بی پناه در مقابل مهاجمانی وحشی نظاره گر نابودی خود وخانه های خود بودند تهاجم ارمنستان به قره باغ را هیچ انسانی تحمل نمیکند ما در سالیان پس جنگ هستیم و باید بررسی کرده وروشن کنیم که علت جنگ چه بود؟آیا ما وظیفه ای داشته ایم؟ آیا ازاین جنگ پس لرزه ای باقی مانده است؟

ابتدا باید دانست که آذربایجان روابط ویژه ای باایران دارد پس از استقلال این کشور ایران اولین سفارت را در این کشور تاسیس کرده وبا مردم ودولت آذربایجان دوستی عمیقی دارد هر چند آذزبایجان با تحریک قدرتهای بزرگ گاهی گاز ایران را مسدود میکند وحتی مجوز ورود محموله هسته ای ایران را نمی دهد.

روزهای وحشتناک جنگ سپری میشد و ایران بدنبال راهی برای مذاکره و پایان جنگ می گشت هاشمی رفسنجانی مقامات دو کشور را در تهران ملزم به توافق نمود این صلح نامه مدت کمی دوام داشت آتش جنگ بیشتر شد و ایران برای بار دوم پیمانی بین دو طرف برقرار کرد پس از اتمام جنگ ایران دو اردوگاه برای آوارگان تاسیس کرده واز هر نوع کمکی که لازم بود ازقبیل داروو پوشاک وخوراک دریغ نکرد. بارها در جلسات سازمان اکو و کنگره های مرتبط ارمنستان را غاصب ومتجاوز دانسه ومحکوم کرده است.

مسئله ارامنه سابقه طولانیی دارد در سالهای 1920 تا1930ترکیه جنبش های ارمنی را سرکوب کرد حتی از کشتار ارامنه در سال 1912 رسما معذرت خواهی کرد در حال حاضرارمنی های ترکیه علی رغم جمعیت 10 درصدی حق تکلم به زبان مادری ندارند .

پس لرزه های این جنگ امروزه در داخل کشور ما به شکل دروغ پردازی و فحاشی ظاهر شده است در سایتهایی مثل آزاد تریبون ومجلات قارچی بیشماری شاهد دروغ هایی از قبیل اینکه ایران از ارمنستان حمایت میکند هستیم چرا ایران در مقابل کشتار مسلمانان آذربایجان ساکت است و فحشهایی که باید باشند تا گویندگان شناخته شوند ...

گفتیم که ایران ازارمنستان حمایتی نکرده است بلکه ما روابط عادی خود با یک کشور هسایه را داریم و صرف جنگ این کشور باآذزبایجان دلیل قطع رابطه نیست والا باید با روسیه بعلت کشتار چچن ها وداغستان وبا عراق بخاطر جنگ تحمیلی وباانگلیس وحتی با ترکیه بخاطر کشتار ارامنه قطع رابطه کنیم!!!!!!!!!!

این در حالیست که هرگز چنین سوالی را از ترکیه وآذزبایجان نمی پرسند که چرا با اسرائیل غاصب وآمریکا رابطه دارند ترکیه درسال دوم اشغال فلسطین اسرائیل را به رسمیت شناخته وسفارت خود راتاسیس کرد وامروزه بعنوان نماینده اسرائیل با سوریهمذاکره میکند!رابطه هسته ای آذربایجان با اسرائیل مثال زدنی است!

ایران محکوم جنگی است که اولا مانع جنگ شد دوما ازآذربایجان حمایت کرده وکمک فراوانی نمود سوما ارمنستان را متجاوزدانسته وحمایتی در این مورد نکرده است بهتر است کمی به فکر باشند که چرا پر ازکینه ودشمنی نسبت به دولت جمهوری اسلامی شده اند کشوری که بر اساس قوانین اسلام حرکت میکند نباشد طوری که ترک بودن خود را بپرستیم که این خود پرستی وآغاز بدبختی وجهالت است باید جان و زبان و مال وناموس خود را در راه اسلام گذاشت تا به بقا رسید والا در دام دروغ وخودپرستی گرفتار خواهیم بود

 

+ نوشته شده در  87/06/07ساعت 15  توسط یولداش  | 

          بسم الله الرحمن الرحيم

يکي از بچه ها ميگفت ميشه اين بحث هاي هويت طلبي رو رنگ ديني بهش بديم؟ بالأخره دين اومده که بهش عمل کنيم با بي هويتي نمیشه يه اعتقادي دست و پا کرد منم گفتم راس ميگي خود شناسي مقدمه خدا شناسيه اگه هويتم معلوم نباشه با چه اميدي فعاليت کنم ؟

الآن ديگه دوستم پيشم نيست  فکر که ميکنم ميگم کاش بهش ميگفتم که آدم بي هويت اصولا انسان نيست


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/04/30ساعت 5  توسط یولداش  |